| تبليغات | X |

![]() |
دائره المعارف : آموزش _ اس ام اس _ ترفند _ روانشناسی _ اطلاعات عمومی |
![]() |
![]() |
علل تنبلي ، بي ارادگي ، عدم پشتكارارسال شده: 11:21 - 12 اسفند 1385 از موضوع: روانشناسی
شايد شما هم بارها تصميم جدي براي انجام كاري گرفته ايد ولي آن را نيمه كاره رها كرده ايد! و با خودتان گفته ايد من بي اراده هستم ، تنبل هستم يا ديگران شما را فردي مي دانند كه دركارتان پشتكار و ثبات لازم را نداريد. علل نداشتن اراده محكم : 1 - كمال گرايي كمال گرايي موجب مي شود كه بخواهيم كاري را بدون عيب و نقص انجام دهيم . لذا با مشاهده كوچكترين نقطه ضعفي ، از كارمان دست مي كشيم و رها مي كنيم و آنرا به حساب بي ارادگي مي گذاريم . همچنين ما از خودمان دو نوع تصور داريم: يك - آنچه كه در عالم واقع هستيم ( خود واقعي ) دو - آنچه كه به صورت ايده ال و آرماني مي خواهيم باشيم (خود ايده آل ) . بيشتر افراد اين دو نوع “ خود “ را با هم خلط مي كنند و قادر به بازشناسي آن دو نيستند. افراد كمال گرا خود ايده آلي يا آرماني را بسيار بالا مي گيرند و توجه كمي به خود واقعي اشان دارند. لذا با تلاشهايشان قادر نيستند اين فاصله را پر كنند و به آرزوهايشان جامه عمل بپوشانند ، لذا كار را نيمه كاره تمام مي كنند و آنرا به حساب بي ارادگي و عدم پشتكار مي گذراند . اين افراد مي بايست با توجه به توانائي هاي واقعي و موجودشان ، اهدافي متناسب با توانشان را انتخاب كنند كه با تلاش متعارف بتوانند به آن دست يابند. 2 - هيجان مداري به جاي عقل مداري : بيشتر افراد عادت دارند در لحظات برانگيختگي هيجاني و عاطفي مثل خشم ، ترس ، شهوت ، اضطراب ، غم ، شادي و ... تصميم هاي افراطي بگيرند. لذا با پايان يافتن آن هيجان زودگذر ، انرژي لازم براي ادامه كار نيز از بين مي رود و فرد از ادامه كار باز مي ماند. در عوض اگر فرد تصميم گيري خود را به وقت مناسبي موكول كند كه با توجه و تمركز و به صورت مستدل و همه جانبه تصميمي را اتخاذ كند ، آنگاه با توجه به نقاط ضعف و قوت تصميم خود برنامه اي عملي را، در جهت رسيدن به آن اهداف پيش بيني خواهد كرد و اين به ثبات عمل وي كمك خواهد كرد. خود ایده ال شما چقدر به شما نزدیک است؟ 3 - تاثير پذيري از مشوق هاي بيروني و ضعف انگيزه ( دروني ) شايد تجربه كرده باشيد كه تحت تاثير يك سخنران حرفه اي يا يك كتاب به انجام كاري بر انگيخته شده ايد. ولي پس از مدتي ، همه را كنار گذاشته ايد. و خود را بي اراده خوانده ايد . در حاليكه مشوق هاي بيروني وقتي مي توانند تاثير پايدار بر فرد بگذارند كه فرد انگيزه لازم و كافي را جهت انجام كاري داشته باشد. همچنين ساير شرايط فراهم باشد. فرض كنيد فردي كه سير است ( انگيزه گرسنگي ندارد) را با به به و چه چه به سوي يك غذاي لذيد و خوشمزه رانديم .ولي پس از خوردن چند لقمه آن را به كنار مي گذارد. در صورتيكه با برانگيختن انگيزه (ايجاد گرسنگي ) در فرد ، با كمترين تشويقي فرد به سوي غذا مي رود و تا سير شدن كامل نيز، آن را مي خورد. به عنوان مثال شايد فردي را ديده باشيد كه براي يكساعت مطالعه هزار بهانه مي گيرد و خوابش مي برد ، همين فرد در همان زمان در يك پارتي شبانه حاضر مي شود و گاهي تا صبح بيدار مي ماند. اين به خاطر آن است كه فرد انگيزه هاي آني لذت طلب خود را سيراب مي كند. در حاليكه انگيزه هاي ديگر وي دور از دسترس و نسيه مي باشد. خلاصه اينكه ما قبل از اقدام به يك فعاليت ، بايد از انگيزه واقعي خود آگاه باشيم و ببينم منظور ما از آن فعاليت ، كسب چه هدفي و به چه منظوري هست. 4 - رعايت نكردن علل زير بنائي اراده : براي بوجود آمدن اراده نياز به علل زير بنائي آن است چونكه اراده معلول است نه علت. اگر اراده اتان شكست پذير است به دنبال علل آن باشيد. مثل عدم انگيزه ، بي برنامگي ، اعتياد ، راحتي و ساير علل .... <- آخرین صفحه | صفحه بعد -> |
![]() |